باز هم چادر زیبا به تن کرده و خود میپوشد
ساده مثل باور من
ساده مثل آینه
ساده و معصوم
مینگرد
کوچه هایی که پر از خاطره اند ........
( شعری از خانم پریسا . ب در باره عکس )
ادامه مطلب
|
لينك ثابت اين پست| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 12:21 |
میان حجم سنگ ها

(نام عکس از شعر خانم حقانی پرست انتخاب شده است )
برداشت شما از این عکس چیست ؟
♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫
میان حجم سنگ ها
آن روز که تاش قلم تیره بود
سبز ایستادی
به کدامین باور اما
خیره به بی ابری اسمانی؟
(شعری از نازلی حقانی پرست در توصیف عکس بالا)
♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫
تک درختی پشت سنگ ها
سر بر آورده بسوی خورشید
میبالد به لطافت
به هستی و زیبایی خویش
سنگ زیبا اما ساکت و سرد به خود میگوید
سالها میمانم
من چنین ساکت و سرد
با غروری که درخت آنرا نتواند دریافت
باد خم میکند هرشاخه او
ابرها میگریند برگها میریزند
اما من
گرچه غمگین و دلسردم از رنج درخت
آسمان مینگرم
باد را مینگرم عاجزانه دورمن میچرخد
اما پشت من خم نشود
من ، چنیین پیر و کهن
از دیدن زیبا ی چنین سبز درخت خوشحالم
من و او آسمان را تا زمین زیبا کردیم
و در این زیبایی زندگانی کردیم
زندگی خواهیم کرد
پ-ب
شعری از خانم پریسا . ب در باره عکس
|
لينك ثابت اين پست| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 9:16 |