|
ویترین // مشهد 1373
ویترین

Your hands delivered me the green stalk of a message
( sohrab sepehri )
دستهايت ، ساقه سبز پيامی را میداد به من
( سهراب سپهری )
-------------------------------------------------------------------------------
تصویر از دست فروشی است که در کنار خیابان جهت ارائه کالایش ( انگشترها ) از انگشتان دستش به عنوان ویترین و گالری استفاده کرده است .
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:56 |
غروب // 1376
About sunset amid the tired presence of objects
an expecting eye watching the volume of time
( sohrab Sepehri )
دم غروب ، ميان حضور خسته اشيا نگاه منتظري حجم وقت را مي ديد.
( سهراب سپهری )
♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣
دل غروب از ابرهای بیمار آسمان چرکین نشسته است
نگاه کن خورشید چگونه فاش میکند سیاهی زمین را در ابر
نگاه کن چگونه زمینیان بی ایمان ترسیم کرده اند سیاه را در سرنوشت ابرهای سپید ناز
نگاه کن از ورای این ابرها بی هویت آسمان و خورشید را زیبا تر از خیال و ترسیم آدمی
نگاه کن که زشت کاری من و تو بر زمین و آسمان در کنار زیبایی ها تحقیر میشود
و من چنین است که ایمان میاورم به زیباترین زیبایان
به او که عشق را به من می بخشد تا از دریچه کوچک قلبم یک پنجره به عالم هستی بروی تمامیت زیبایی ها و هستی عالم گشوده شود
نگاه کن چگونه غروب با سپیده دمان در رقابت است
چه لذتی است وقتی غروب را مینگرم و با شوق دلبریش عاشقانه به رویا میروم
شعری از پریسا ـ ب ( شاعره ) در باره عکس
------------------------------------------------------------------------------
این تصویر هنگام بازگشت از تبریز به تهران در سال ۱۳۷۶ از داخل قطار گرفته شده است .
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:8 |
کوچه 3 // کاشان 1370
کوچه (۳)
از مجموعه کوچه های کاشان

در كوچه ما آوازي نيست.
شب ، گلدان پنجره ما را ربوده است
( سهراب سپهری )
♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣
کوچه باریک راه تاریک
زندگی اما باریک تاریک راه باید رفت ! شعر از نازلی حقانی پرست
♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣
کوچه مثل دل من زندان است سبز نیست بیمار است
گاه هم رهگذری میگذرد کوچه تنها و غمین مینگرد هیچ پیوندی نیست شوق فردایی نیست
کوچه تنها پشت دیوار بلند میداند که عبور من و تو کوتاه است و زمان کوتاه است
کوچه میماند و تنهایی او کوچه میماند و تنهایی او
شعری از پریسا ـ ب ( شاعره ) در باره عکس
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:47 |
The Last Moment // آخرین لحظه

poster By : Ehsan Sabbaghi صادق هاتفی و شفق خدائیان در صحنه ای از فیلم
|
The Last Moment
Production Date: 1988 |
Persian Name: Akharin Lahzeh |
|
|
Director: Farrokh Ansari Basir |
Screenplay: Farrokh Ansari Basir, Hasan Sahebgharani |
|
|
Make-up Artist: Mehdi Habibipour, Sharareh Azizi |
Editor: Daryoosh Ashoori |
|
|
Music: Kambiz Roshanravan |
Production Designer: Alireza Esma'eeli |
|
|
Special Effects: Mehdi Bahmanpour |
Line Producer: Hasan Kaffash Eraghi |
|
|
Producer: Daryoosh Ashoori, Gholamhosein Boloorian |
Still Photographer: Amir Nazaran |
|
|
Director Of Photography: Mohammadreza Salehian |
Costume Designer: Nasrin Sa'adatpour |
|
|
Distribution: Laleh Film |
Titling: Asadollah Majidi |
|
|
Production Company: Moballeghan Cinema Co. |
Trailer: Mahin Navvab Irani |
|
|
Ass. Director: Nader Soori, Ehsan Sabbaghi |
Script Supervisor: Fatemeh Zivari |
|
|
Ass. Cinematographer: Reza Joodi, Mohammadreza Khamehchian |
Camera Crew: Asghar Rahimiannejad, Hasan Keshvari, Saleh Siami |
|
|
Lighting: Mehrzad Nazeri |
Unit Production Manager: Abdolreza Shabestanipour |
|
|
Ass. Production: Abdollah Shahbazzadeh, Rasool Taghvaee |
Transportation: Siavash Shahidi, Ghodratollah Khorramfar |
|
|
Sound Supervisor: Hariton Eskandari |
Mixing: Hariton Eskandari |
|
|
Music Studio: Bell Studio |
Dubbing Director: Ezzatollah Moghbeli |
|
|
Sound Ass.: Hariton Eskandari |
Laboratory: Filmsaz Co. |
|
|
Negative Cutter: Naser Ansari, Akbar Karami |
Color Processor: Ali Najafi, Hasan Niknejad |
|
|
Make-up: Mehdi Habibipour, Sharareh Azizi |
Dubbing Studio: Apadana Studio |
|
|
Poster Designer: Mohammadali Bateni |
Printing: Mahmood Karimi, Ashkan Izadi |
|
|
Ass. Editor: Alimohammad Kazemi |
Optical Effects: Asadollah Majidi |
|
|
|
Cast: Katayoon Riahi, Sadegh Hatefi, Khosro Shoja'zadeh, Ezzatollah Moghbeli, Shafagh Khodaian, Reza Karamrezaee, Manoochehr Azari, Mehri Vedadian, Farhang Mehrparvar, Farzad Ansari, Mas'ood Ostadalimohammad, Ali Jafari, Hamid Lolaee, Hosein Khorzoghi, Mandana Babakhani, Isa Moridi, Sadegh Tavakkolinia, Rahman Kharrazchi
Review
After Islamic revolution in Iran, Mr Farazemi (Sadegh Hatefi ) goes to America by cheating his wife ( Katayoon Riahi ) out of her properties. After a while, he runs out of money; he robs a bank and returns to Iran. He find out that his ex-wife is about to marry another man ( Khosro Shoja'zadeh ) . By the help of his father-in-law ( Ezzatollah Moghbeli ) , he meets his little daughter, Goli ( Shafagh Khodaian ) . He decides to kidnap Goli and leave the country. On his ex-wife's wedding night, he manages to kidnap the girl. The woman's husband chases him. Thinking he is Rambo, Mr Farazemi jumps down a tall building and dies.
آخرین لحظه
| سال ساخت: ۱۳۶۷ |
|
|
كارگردان: فرخ انصاري بصير |
فيلمنامه: فرخ انصاري بصير، حسن صاحبقراني |
|
|
طراح چهره پردازي: مهدي حبيبي پور، شراره عزيزي |
تدوين: داريوش آشوري |
|
|
موسيقي: كامبيز روشن روان |
طراح صحنه: عليرضا اسماعيلي |
|
|
جلوه هاي ويژه: مهدي بهمن پور |
مدير توليد: حسن كفاش عراقي |
|
|
تهيه كننده: داريوش آشوري، غلامحسين بلوريان |
عكاس: امير نظران |
|
|
مدير فيلمبرداري: محمدرضا صالحيان |
طراح لباس: نسرين سعادت پور |
|
|
پخش: لاله فيلم |
تيتراژ: اسدالله مجيدي |
|
|
محصول: شركت سينمايي مبلغان |
آنونس: مهين نواب ايراني |
|
|
دستيار كارگردان: نادر سوري، احسان صباغي |
منشي صحنه: فاطمه زيوري |
|
|
دستيار فيلمبردار: رضا جودي، محمدرضا خامه چيان |
گروه فيلمبرداري: اصغر رحيميان نژاد، حسن كشوري، صالح صيامي |
|
|
نور پرداز: مهرزاد ناظري |
مدير تداركات: عبدالرضا شبستاني پور |
|
|
دستيار تداركات: عبدالله شهباززاده، رسول تقوايي |
حمل و نقل: سياوش شهيدي، قدرت الله خرم فر |
|
|
صدا گذاري: هاريتون اسكندري |
ميكس: هاريتون اسكندري |
|
|
استوديو موسيقي: استوديو بل |
مدير دوبلاژ: عزت الله مقبلي |
|
|
دستيار صدا: هاريتون اسكندري |
لابراتوار: شركت فيلمساز |
|
|
قطع نگاتيو: ناصر انصاري، اكبر كرمي |
اتالوناژ: علي نجفي، حسن نيك نژاد |
|
|
چهره پرداز: مهدي حبيبي پور، شراره عزيزي |
استوديو صدا گذاري: استوديو آپادانا |
|
|
طراح پوستر: محمدعلي باطني |
چاپ: محمود كريمي، اشكان ايزدي |
|
|
دستيار تدوين: عليمحمد كاظمي |
تروكاژ: اسدالله مجيدي |
|
|
| بازيگران:كتايون رياحي، صادق هاتفي، خسرو شجاع زاده، عزت الله مقبلي،شفق خداييان، رضا كرم رضايي، منوچهر آذري، مهري وداديان، فرهنگ مهرپرور، فرزاد انصاري، مسعود استاد عليمحمد، علي جعفري، حميد لولايي، حسين خورزوقي، ماندانا باباخاني، عيسي مريدي، صادق توكلي نيا، رحمان خرازچي |
|
ساير اطلاعات: مشاور كارگردان: منوچهر عسگرينسب افكت: مهدي بهمنپور خط: محمود سينايينژاد ترتيب: بهرام سالكي طراح آرم: عليرضا ذاكري متصدي ضبط و تركيب موسيقي: منوچهر رياحي اجراي لباس: مرضيه قزوان چاهي سال نمايش: ۱۳۶۸
خلاصه داستان
همزمان با سالهای انقلاب، فرازمي (صادق هاتفی) با سوء استفاده از دارايي همسرش ( کتایون ریاحی) به امريكا ميرود و پس از مدتي با تمام شدن موجودياش اقدام به سرقت از بانك ميكند و به ايران بازميگردد، اما درمييابد كه همسر سابقش با جواني ( خسرو شجاع زاده ) قرار ازدواج گذاشته است. او چند بار با پادرمياني پدر همسرش ( عزت الله مقبلی ) دختر كوچك خود ( شفق خدائیان) را ملاقات ميكند و تصميم ميگيرد كه با ربودن او بار ديگر به خارج از كشور بگريزد. فرازمي كه به شدت تحت تأثير فيلمهاي اکشن و داروهاي مخدر توهم زا است، در شب مراسم ازدواج همسر سابقش به خانة او ميرود و دخترش گلي را ميربايد. شوهر جديد زن او را تعقيب ميكند و فرازمي كه تحت تاثیر مواد توهم زا خود را "رمبو" تصور می کند و در اين خيال است كه هليكوپترهاي امريكايي براي نجات او آمدهاند هنگام سوار شدن به هلی کوپتر از ساختمان بلندي سقوط ميكند و جان می دهد . | |
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:35 |
حوض نقاشی من بی ماهی است
من خودم می دانم
حوض نقاشی من بی ماهی است

تقدیم به نازلی حقانی پرست برای بازگشت و نگارش مجدد در وبلاگ زیبایش
و لیلا آذر زاد که بنده را به نگارش شعر دعوت کرده بودند ( عکس به جای شعر )
و پریسا . ب ( شاعره ) برای ارسال شعر های لطیفش
♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣
توی این حوض قشنگ همه خاطرات من پیش ماهی ها بودند
وقت بازی تو حیاط خیره بودم به ماهی ها
عکس خورشید عکس ماه سایه های آدمها دویدن تو حوض آب بوسه دادن به حباب همین تکرار میشد هر روز و شب
ماهی های خوب من چه بی آزار بودن ساکت و رام بودن توی این حوض قشنگ شاید زندونی بودن
شعری از خانم پریسا . ب (شاعره ) در باره عکس
♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣
رفته بودم لب حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود. ماهیان می گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب دم پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد. به درک راه نبردیم به اکسیژن آب. برق از پولک ما رفت که رفت. ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که هر وقت باد می آمد دل او پشت چین های تغافل میزد چشم ما بود. روزنی بود به اقرار بهشت. تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهیان حوضشان بی آب است. باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم.
شعر از سهراب سپهری از طرف سیمین
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 15:39 |
The effects of the instructive movie on educational progress of the students
The effects of the instructive movie of "The Conception of Elementary Sciences", 5th
grade on educational progress of the students
Research's Summary
The present research was focused on the movie named "The Conception of Elementary Sciences" on the boy-graders educating in the fifth grade, placed in the fifth area in Tehran. The research also was planned to reveal the interaction between seeing the movie and educational progress.
According to this, and after facing the different point of views based on the different procedures of "Modernity" and postmodern doctrines, which could express the effects of "the educational Media" on the matter of learning ...
Continue
تأثير فيلم آموزشي مفاهيم علوم ابتدايي سال پنجم بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
چكيده پژوهش :
پژوهش حاضر كه با هدف بررسي تأثير نمايش فيلم مفاهيم علوم ابتدايي سال پنجم در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پسر مدارس سال پنجم منطقه پنج تهران انجام گرفت برمبناي اين مسئله استوار بود كه پژوهشگر پس از برخورد با نظرات متفاوتي كه توسط رويكردهاي منشعب از مدرنيته و نقطه نظراتي كه توسط پست مدرنها در ارتباط با تأثير رسانه هاي آموزشي بر امر يادگيري بيان شده بود با انتخاب نمونه اي از جامعه دانش آموزي كشور درصدد تحقيق اين مسئله برآمد...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 19:1 |
کوچه // کاشان 1370
کوچه
از مجموعه کوچه های کاشان

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سال نو مبارک و امیدوارم كوچه خاطرات خوبتان مكرر شود . . .
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 10:9 |
چون آب // کاشان - باغ فین
چون آب ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣ ♣

هيچ چيز در اين جهان چون آب ، نرم و انعطاف پذير نيست .
با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است چيز ديگري ياراي مقابله با آب را ندارد . نرمي بر سختي غلبه مي كند
و لطافت بر خشونت . " لائوتسه "
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:49 |
کوچه های قدیمی کاشان // کاشان 1370

دو برداشت از یک عکس
سایه
در کوچه باغ های کاشان خشک باد می گریخت از آغوش آن کویر.
و در کوچه باغها با گرمیش لبان خشک شده ام را نوازش میکرد
چند فرسخ دورتر درکوچه های شهر زیر هزاران انبوه سیم سایه بود ...
و میشد روز را در سایه ها در زیر سیم ها قدم زد انگار که شهردار فراموش کرده بود جایی برای قدم زدن ما لازم است جایی پراز درخت جایی خنک مانند بازار شهر که سقفش مرا بیاد اجداد هایمان میبرد که چه مهربان... سقفی گذاشتند
جایی برای خود را یافتن جایی برای مردمان خسته از چمپاته زدن در سایه
جایی برای راه رفتن در سایه جایی قشنگ که چشم هایمان آزار نیابند جایی پرا ز سایه با یک فواره آب جایی برنگ روشن قرمز ، نارنجی ،.... نه این سیاه چال پر زسیم .
برداشت دو
امید من امروز قد کشیده است و از این تیر چراغ برق هم بالاتر است بالا میرود بالاتر تا به آسمانی روشن تا به ستاره ای که مال مردم خوب است میرسد
و ناگهان مثل خاطرات این دیوار که درحقارت این کوچه خاکی گم میشوند فراموش میشود .
در کوچه های اندوه خاطرات من در کوچه های پر شده از فریاد و مرده هایی که به سو کشیده میشدند جایی برای تکیه کردن روحم نیست .
حس میکنم هزار بار در جنگ مرده ام من که ازدوردستها به یک خبر قلاب زندگیم را میکوبیدم و در تمام لحظه ها صدای گلوله را احساس میکردم چقدر دلم میخواست میدانستم آیا کسی در این دنیای راستگویان برای کودکان زنده در جنگ گریه میکند ؟ اجساس میکنم که دنیا وارانه میشود و شاید در این وارانه ها سری است که امید من قد کشیده است
شعرها از خانم پریسا . ب (شاعره ) در باره عکس
--------------------------------------------------------------------------------------
بعد از این همه سال برای خودم شاید فضای شبه اکسپرسیو نیستی و فریتز لانگ گونه عکس جذاب باشد . ۲۸ اسفند روز تولد صادق هدایت بود ، با توجه به اینکه او هم تحت تاثیر اکسپرسیو نیسم آلمان قرار داشت ، این عکس را به منظور یاد آن نویسنده خاص و یاد آوری روز تولد او در وبلاگ قرار دادم .
| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 19:47 |
نفوذی // کاشان 1372
نفوذی

| +| نوشته شده توسط Ehsan Sabbaghi// احسان صباغی در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 13:15 |
|